تبليغاتX
در کوی عشق شوکت شاهی نمی خرند

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

در کوی عشق شوکت شاهی نمی خرند
اقرار بندگي كن و اظهار چاكري
عصر یک جمعه دلگیر

خداوندا!

 به عزت خداوندیت قسمت میدم

نجاتم بده از این گردابها و طوفان های زندگی

نمی دونم کدوم گناهم تا این اندازه بزرگ و سنگین بوده که

قبل از تموم شدن یک طوفان ، طوفان بعدی با شدت بیشتری شروع میشه

این طوفان ها همه چیزم رو نابود کرده

همه چیز و همه کسی که داشتم با خودش برده

ترسم از اینه که ایمان و عقیده و امیدم رو هم با خودش ببره و نابود کنه

خدایا نجاتم بده قبل از اینکه خیلی دیر بشه

من یکی از بنده هاتم ، ایمان و صبرم مثل بهترین بنده هات نیست

من نه صبر ایوب دارم ، نه محبوبیت یوسف

من هیچی نیستم ، جز یک بنده ساده و یکی از آفریده هات

ضعیفم ، ناتوانم ، بی پناهم

جز تو کسی رو ندارم ، جز تو کسی نیست که بتونه کمکم کنه

نکنه می خوای منو محتاج بنده هات کنی

منی که مدتهاست چشم امیدم به تو و لطف تو بوده و بس

من که هر حرفی رو تحمل کردم ، هر سختی رو کشیدم

به امید اینکه تو کمکم کنی 

هنوز امیدم تویی ، اگه تو ناامیدم کنی

کجا برم ، در خونه کی رو بزنم ، به کی پناه ببرم

کمکم کن ، داره صبر و تحملم تموم میشه

کمکم کن قبل از اینکه خیلی دیر بشه ...


اينجا ديگر جايي نيست براي صيغه هاي جمع و مخاطب!

 اينجا فقط يك اول شخص مفرد هست و يك مشت دلتنگي هاي بي دليل!‌

گاهي لبريز ميشود و گاهي قورت داده ميشود

فرقش ميداني چيست؟

وقتي لبريز ميشود پاي دوم شخص ها هم گير است!‌

پاي تمام آنهايي كه يك قلم و گرفتند دستشان و سياه زدند به زردي روزهاي من!

پاي دوم شخص هايي كه جا خوش كردند گوشه كنارهاي ذهن تارعنكبوت بسته من!

پاي تمام دوم شخص هايي كه حرمت دلتنگي هاي من را نگه نداشتند!

‌فقط خواستند كه باشند!‌هرچه شد، شد! فقط باشند!‌

مهم هم نبود لابد كه چه ميگذرد در اين وجود خالي!

سرم زير بالش گير ميكرد از بس كه اين هق هق ها تمام نميشد!‌

تو هم نميفهميدي كه يك آدم خالي چيزي ندارد ببازد!‌

 ته مانده اش هم براي تو!‌برداشتي بردي و جا زدي!

نمیخوام تو این عید عزیز و بزرگ ناراحت باشم

به همه ی عزیزان میلاد تنها امید دل شیعه ، یوسف زهرا،

قطب عالم امکان، و منتقم آل محمد (ص) را تبریک و تهنیت عرض مینمایم

"عاشقــــــــان عیدتـــــــان مبـــــــارک"

قائم آل محمد (عج)
امام جواد (عليه‌ السلام):
القائِمُ هُوَ الَّذِي تُخْفِی عَلىَ ﭐلنَّاسِ وِلادَتُهُ، وَيَغِيبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ، وَيَحْرمُ عَلَيْهِمْ تَسْمِيَتُهُ، وَهُوَ سَمِيُّ رَسُولِ ﭐللهِ وَكَنِيُّهُ.
قائم [آل محمد (عجّل الله تعالی فرجه)] كسى است كه ولادتش بر مردم پوشيده خواهد بود، خودش غائب مى‌شود، بردن نامش حرام باشد و همنام و هم‌كنيۀ رسول خدا [صلّی الله علیه و آله] است.

Ķā’em is he whose birth will be concealed, who will absent himself from the community, whose name will be forbidden to mention, and whose name and Kunya are the same as those of the Prophet.
كمال الدين و تمام النعمه، ج 2، ص 71

عصر یک جمعه دلگیر

عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظهء باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...

یا صاحب الزمان

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و  این بزم توئی ،آجرک الله!عزیز دو جهان یوسف در چاه ،دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان  صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت  ببری تا بشوم کرب و بلایی، به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد...تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی...

گریه کن ،گریه وخون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است وببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است که این روضهء مکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ،ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنهء یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ ...»خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را وبریدند ...» دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی، تو خودت کرب و بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی ... تو کجایی...

| نوشته شده توسط بهرام جمعه شانزدهم مرداد 1388 (16:9)
دوست دارم تا همه عاشقان فرياد مرا بشنوند و بنگرند و شرمنده شوند

بارالها !

 من ذالذی ذاق حلاوة محبتک فرام منک بدلا

و من ذالذی انس بقربتک فابتغی عنک حولا

خداوندا !

 کیست که ساغر محبت از دست تو نوش کرد

و حلقه بندگی دیگری به گوش کرد؟

 امیدا ! 

 کدامین کهکشان بر گرد تو گشت و

 واله و حیران تو نگشت؟

 عزیزا !

 کدامین نیلوفر آبی به عشق تو سر فرا آورد و

 جاذبه مهر تو دید و به برکه گریخت؟


بيشتر از آنچه كه تصور ميكني دوستت دارم و

بيشتر از آنچه باور داري عاشق توهستم

بيشتر از هر عشقي بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه اي مجنون تو هستم

عزيزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگي برايم مفهومي

جز تاريكي و سياهي ندارد!

دوستت دارم چونكه ميدانم تو نيز مرا دوست ميداري ،

دوستت دارم چونكه مرا باور داري و مرا لايق آن قلب پر از محبتت ميداني!

تنها آرزويم اين است كه تا آخرين لحظه زندگي ام در كنارتو باشم

و جز اين از خداي خويش هيچ آرزويي را ندارم

عزيزم اين قلب كوچك و شكسته و پر از عشق من تنها هديه اي است

از طرف من به تو!

از تمام دنيا تنها همين قلب كوچك را دارم ، همين و بس!

عزيزم تا پايان با تو مي مانم چونكه تنها تو هستي كه

معناي واقعي عشق را به من ابراز كردي و آموختي!

آموختي كه عشق يعني تا پايان زندگي ماندن و تا پايان زندگي دوست داشتن!

عزيزم به جز تو كسي براي من دوست داشتني نيست و

به جز تو كسي لايق اين قلب بي طاقت من نيست

هر جاي دنيا كه هستي بدان كه در اين دنياي بزرگ

كسي هست كه عاشق و ديوانه تو مي باشد !

هر جاي دنيا كه هستي بدان كه من به انتظار تو مي مانم تا تو را ببينم و

در آغوش خود بفشارم!


عزيزم دنيا خيلي بزرگ است ، اين دنيا پر از عاشق و معشوق است ،


پر از ليلي و مجنون است، اما همه عاشقان يك سو ،


و من و تو نيز يك سوي ديگريم!


تو همان دنياي مني عزيزم ، به هر زيبايي هاي اين دنيا كه


مي نگرم تو را ميبينم .


دوستت دارم عزيزم خيلي دوستت دارم ،


آنقدر دوستت دارم كه ديگر هيچگونه جاي ابرازي براي آن نيست!


با تو پر از اميدم ، و رنگ خوشبختي را خوش رنگ از گذشته مي بينم


با تو قلب من خوشبخت ترين قلب دنياست ، با تو اين دنيا برايم همان بهشت است
!


عزيزم دوستت دارم … چون كه در ميان اينهمه عاشقان تو


توانستي بماني با قلبم ، بسازي با احساسم و درك كني زندگي ام را !


عزيزم دوستت دارم… چون كه اين قلب كوچك و پر از عشق مرا


در قلبت طلسم كرده اي و نگذاشتي هيچ كس ديگر قلب مرا از تو بگيرد !


اينبار با فرياد ، با چشمهاي گريان ، با قلبي عاشق ،


با اراده و با احساسي پرا از دوست داشتن ميگويم كه


دوستت دارم تا همه عاشقان فرياد مرا بشنوند و


به من بنگرند و شرمنده شوند

| نوشته شده توسط بهرام جمعه شانزدهم مرداد 1388 (15:27)
سوی عشق

 

الهی!

ای کامکاری که دل دوستان در کنف توحید توست

 و ای که جان بندگان در صف تقدیر توست

 ای قهاری که کس را به تو حیلت نیست

 ای جباری که گردن کشان را با تو روی مقاومت نیست

ای کریمی که بندگان را غیر از تو دست آویز نیست

نگاه دار تا پریشان نشویم و در راه آر تا سرگردان نشویم.


دوستت دارم بي آنکه مرا دوست داشته باشي

 دوستت دارم حتي اگر به چشمان خيسم بخندي

و بي خيال اين باشي که دلم شکسته است...

 دوستت دارم حتي اگر دلت سنگ باشد

 حتي اگر هيچ احساسي بر من نداشته باشي

 با اينکه ميدانم در دلت يک دنيا محبت است

 و احساست ، مثل آب پاک و زلال است...

مرا باور داشته باش ، حتي براي يک لحظه

 هم که شده قلب مرا با تمام وجودت حس کن ...

 بيا تا تنهايي دوباره به ويرانه دلم نيامده است!

 تا تنهايي قاب خالي و بدون عکسش را در طاقچه قلبم نگذاشته

همیشه وقتی یکی ازم می پرسید

چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم...

 ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!!

میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ...

دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟

ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ...

 پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ...

وسعت عشق من به تو هم یکیه ...

پس اینو بدون از الان و تا همیشه یکی دوستت دارم.

 

 چارلي چاپلين:

با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه

رختخواب خريد ولي خواب نه

ساعت خريد ولي زمان نه

مي توان مقام خريد ولي احترام نه

مي توان کتاب خريد ولي دانش نه

دارو خريد ولي سلامتي نه

خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره

مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه

 

| نوشته شده توسط بهرام شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 (20:57)
میلاد اسوه صبر و ایثار

خدایا !

تو دل های این دسته را برای عشق به خودت

از هر علاقه و تعلقی رها می کنی

و آنها را مشتاق ودلتنگ می کنی

دلتنگ آنچه پیش تو ،فقط پیش توست

خدایا!

تو یاد خود را در دلهایشان زنده نگه می داری

 و توانایی سپاسگزاری به آنان می بخشی

و آنها را مشغول اطاعت از خود می کنی .


ز بيت مرتضي (ع) شاه ولايت اختري سر زد

که از نور رخش، ارض و سما را زيب و زيور زد

بود ميلاد زينب (س) آنکه اندر روز ميلادش

در آغوش حسينش خنده بر روي برادر زد

 میلاد اسوه صبر و ایثار حضرت زینب سلام الله علیه مبارکباد.

السلام اى زینب اى معناى عشق

السلام اى رتبه والاى عشق

السلام اى اسوه صبر و ثبات

السلام اى روشنى‎بخش حیات

السلام اى عزم و راى استوار

السلام اى مرتضى را یادگار

السلام اى رهرو راه حسین

السلام اى جان آگاه حسین

السلام اى زینب اى جان صبور

السلام اى در همه غم‏ها شكور

اى بلند آوازه عزت‏مدار

اى مهین بانوى ملك افتخار

اى كه نام اقدست ‏باشد قرین

با بهار گریه شورآفرین

هر كجا نام تو آید بر زبان

اشك مى‏جوشد به استقبال آن

 ای زینب ای شکوفه ی گلزار عاشقی 

 صبرت رهی گشوده به اسرار عاشقی

از خطبه ی بلیغ تو عالم شنیده اند

شور حماسه ی تو و تکرار عاشقی

صدها دل است بسته به بند کلام تو 

 فاتح ترین ، به عرصه ی پیکار عاشقی

پنداشتم که اول آسودگی ست عشق

پندار من به باد شد از کار عاشقی

وقتی به بند دیدمت ای عشق غریب

چون لاله های تشنه و تبدار عاشقی

فردا به دامنت برسد کاش لحظه ای

دستی چنین تهی و خریدار عاشقی

 

امام حسین علیه السلام: (هنگام وداع به خواهر)

«یا اختاه لا تنسینى فى نافلة اللیل ؛ خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش مكن!»

 امام سجاد علیه السلام:

«انت عالمة غیر معلمة وفهمة غیر مفهمة ؛ تو بی آنکه آموزگاری داشته باشی، عالم و دانشمند هستی.»

سید عبدالحسین شرف الدین از مفاخر اسلام:

بزرگوارتر از نظر اخلاق، مثل حضرت زینب دیده نشده است. خشم و غضب بر او چیره نشد و از مقامش كم نكرد. و هیچ عالمی بر حلم و صبرش غالب نگشت. درتیزهوشی و صفای باطن و قوت دل و اطمینان قلب ، آیتی از آیات خدا بود.

 

سویوطی:

حضرت زینب سلام الله علیها زنی خردمند، تیزبین و فصیح بود، البته خردمندی كه قدرت قلبی نیز داشت.

 نیشابوری:

زینب در فصاحت و بلاغت، و در پارسایی و عبادت مانند پدرش علی (ع) و مادرش زهرا علیها السلام بود.

ابن حجر عسقلانی:

او ( حضرت زینب) مجسمه شجاعت و شهامت بود. روحی قوی و همتی بلند داشت، او دارای روحی عظیم، منطقی پایدار، قوت بیانی فوق العاده بود، آنچنان كه حیرت مورخان را برانگیخته است.

فریشلر نویسنده غربی:

 ایراد آن نطق در كوفه ثابت می كند كه آن همه مصائب و سختی ها نتوانسته بودند روحیه آن زن را متزلزل كنند. در صورتی كه این خطر وجود داشت كه در همان حالِ سخنرانی او را به قتل برسانند.

 

| نوشته شده توسط بهرام چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 (20:36)
پیری آن نیست که بر سر زند موی سپید . هرجوانی که بدل عشق ندارد پیر است

 

بار الها

به‌ علماي‌ ما مسووليت
و به‌ عوام‌ ما علم‌ و به‌ مومنان‌ ما روشنايي‌
و به‌ روشنفكران‌ ما ايمان‌ و به‌ متعصبين‌ ما فهم‌
و به‌ فهميدگان‌ ما تعصب‌ و به‌ زنان‌ ما شعور و به‌ مردان‌ ما شرف‌
و به‌ پيروان‌ ما آگاهي‌ و به‌ جوانان‌ ما اصالت‌
و به‌ اساتيد ما عقيده‌ و به‌ دانشجويان‌ ما نيز عقيده‌
و به‌ خفتگان‌ ما بيداري‌ و به‌ دينداران‌ ما دين‌
و به‌ نويسندگان‌ ما تعهد و به‌ هنرمندان‌ ما درد و به‌ شاعران‌ ما شعور
و به‌ محققان‌ ما هدف‌ و به‌ نوميدان‌ ما اميد و به‌ ضعيفان‌ ما نيرو
و به‌ محافظه‌كاران‌ ما گستاخي‌ و به‌ نشستگان‌ ما قيام‌
و به‌ راكدان‌ ما تكان‌ و به‌ مردگان‌ ما حيات‌ و به‌ كوران‌ ما نگاه‌
و به‌ خاموشان‌ ما فرياد و به‌ مسلمانان‌ ما قرآن‌
و به‌ شيعيان‌ ما علي‌ و به‌ فرقه‌هاي‌ ما وحدت‌
و به‌ حسودان‌ ما شفا و به‌ خودبينان‌ ما انصاف‌
و به‌ فحاشان‌ ما ادب‌ و به‌ مجاهدان‌ ما صبر و به‌ مردم‌ ما خودآگاهي‌
و به‌ همه‌ ملت‌ ما همت‌ تصميم‌ و استعداد فداكاري‌ و شايستگي‌ نجات‌ و عزت‌ ببخش!

این هم مسن ترین دانشجوی مملکته

البته نباید زیاد تعجب کنید

ایشون توی دانشگاه آزاد واحد تبریز مشغولن

زنذگی با همسرشون و توجه کنید که با

چه عشقی زندگی میکنه و خسته نمیشه

حاج آقا ساکن روستای شیشوان عجب شیر هست

که مشغول تحصیل علوم انسانی هستن.

پیرترین دانشجوی ایرانی دانشجوی ایرانی مسن ترین عکس های دانلود عکس های مسن ترین دانشجوی ایرانی

 

 

| نوشته شده توسط بهرام دوشنبه هفدهم فروردین 1388 (16:6)
سال نو مبارك

 

الهی!

فضـــل تـــو ما را لوا,کنف تــــو ما را ماوی !

ضیعفان را پناهی

قاصدان را بـــر سراهی

مومنـــــان را گواهی چه بود که افزایی و نکاهی؟

چه عزیز است او که تو او را خواهی

ور بگریزد او را در راه آریی

طوبی آنکس را کـــه تو او رایی

آیا که:تا از ما خــــود کرایی؟

سال ۸۷ داره تموم میشه چندروز دیگه سال تحویل خواهد شد

 اما نکته اینجاست که همراه با تحویل سال

یه تحول هم برای خودمون لازمه

 ای کاش من جزو کسانی باشم که در سال ۸۸

   فقط نیم قدم به او نزدیک بشم ای کاش

تا شدم صید تو آسوده ز هر صیادم

وای بر من گر از این قید کنی آزادم

نازها کردی و از عجز کشیدم نازت

عجزها کردم و از عجب ندادی دادم

چون مرا مي كشي از كشتنم انكار مكن !!

كه من از بهر همين كار ز مادر زادم............

 تنها نه جا به خلوت دلها گرفته اي

ملك وجود را همه يكجا گرفته اي

من خود گرفتم از تو، توان برگرفت

با اين چه مي كنم كه به جان جا گرفته اي

حسرت مبر ز گريه ي بي اختيار ما

اكنون كه اختيار دل از ما گرفته اي!

گفتي صبور باش به سوداي عشق من

وقتي كه صبرم از دل شيدا گرفته اي

اميدوارم سال جديد همتون سلامت

 شاد و موفق باشيد 

   در قلبتون محبت يه نفر كه

 لياقتتون رو داره پرورش بدين

 تا بعد از عيد خداحافظ

| نوشته شده توسط بهرام یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 (21:50)
میلاد دو نور فرخنده باد

 

بارالها . . .

تنها تو قادری بر از بین بردن غمهايم

و تنها تو قادری عيبهايم را بپوشانی

و تنها تو قادری گناهانم را ببخشی و بيامرزی

بر من که بنده توام ، اگر تو رحم نکنی

اگر تو نبخشی و نیامرزی

اگر تو پناه من و تنهایی های من نباشی

چه کسی بهترین پناه دهنده ، بی پناهی من است ؟؟؟

چه کسی ؟وقتی می دانم تویی پناه همه بی پناهان

پناهم ده که بی پناهم ...

فرخنده ميلاد پربرکت
 
حضرت ختمي المرتبت ،عصاره خلقت٬ نشانه رحمت٬‌‌‌
 
 آخرين فرستاده نور، حضرت محمد امين المصطفي (ص)
 
و همچنين سالروز ميلادصادق آل محمد٬ 
 
رييس مذهب تشييع ششمين اختر تابناک ولايت و امامت،
 
 حضرت امام جعفر صادق عليه السلام

بر شيعيان و مريدان والاي آن امام همام تهنيت و مبارک باد.
 
 

ز احمد تا احد یک میم فرق است

جهانی اندر این یک میم غرق است

یقینا میم احمد میم مستی ست

که سر مست از جمالش چشم هستی ست

زاحمد هردو عالم آبرو یافت
دمی خندید و هستی رنگ و بو یافت
اگر احمد نبود آدم کجا بود
خدا را آیه ای محکم کجا بود
چه می پرسند کاین احمد کدام است
که ذکرش لذت شرب مدام است


همان احمد که آوازش بهار است
دلیل خلقت لیل و نهارست
همان احمد که فرزند خلیل است
قیام بتشکنها را دلیل است
همان احمد که ستار العیوب است
دلیل راه و علام الغیوب است



همان احمد که جامش جام وحی است
به دستش ذوالفقار امر و نهی است
همان احمد که ختم الانبیا شد
جناب کنت و کنز مخفیا شد
همان اول که اینجا آخر آمد
همان باطن که بر ما ظاهر آمد

همان احمد که سرمستان سرمد
بخوانندش ابوالقاسم محــــــــــــــــــمد (ص)
محمد میم و حا ء و میم و دال است
تدارک بخش عدل و اعتدال است
محمد رحمه للعالمین است
کرامت بخش صد روح الامین است

 محمد پاک و شفاف و زلال است
که مرات جمال ذوالفقار است
محمد تا نبوت را برانگیخت
ولایت را به کام شیعیان ریخت
ولایت باده ی غیب و شهود است
کلید مخزن سر وجود است

میلاد نبی اکرم (ص) نقطه تحول تاریخ است که تمدن بشری

 و فرهنگ عظیم انسانی را در میان مسلمانان
 
جزیرهٔ العرب و سپس همه جهان متحول و دگرگون ساخت
 
 حضرت محمد (ص) نماد اخلاق و فضايل انساني و رحمت حق است،
 
 او به راستي همان هديه و رحمت آسمانى است
 
که جهان و انسان از او سرچشمه دارد
 
هفدهم ربيع الاول مصادف با طلوع دو نور پاک بر پهنه هستى است
 
 دو نورى که دريچه هاى حيات ابدى را بر روى بشريت گشودند
 
 و مفهوم انسان و انسانيت را تا اوج معنا بخشيدند
 
پيامبر گرامى اسلام ، حضرت محمد مصطفى (ص)
 
کلمه طيبه اى است سرآمد تمامى موجودات
 
و مصداق «کلمة الله الاعلى» که خليفه خداوند
 
بر روى زمين و مظهر جميع اسماء الهى است
 
پيام رسالت آن حضرت، هر چند که نخست مي ‌بايست
 
از ميان نزديکان و قوم خويش آغاز مي شد، از آغاز پيامي جهانشمول بود.
| نوشته شده توسط بهرام شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 (21:0) |ادامه مطلب ...

<